جمال الدين محمد الخوانساري

36

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وبذل كن دنياي خود را . مراد به « خوار بودن در نفس خود » اينست كه تكبر نداشته باشد وفروتنى كند در درگاه حق تعالى وبا مردم . وبه « عزيز داشتن دين خود » اينست كه سخت باشد در آن وسهل انگارى نكند واز براي أمور دنيوي هر چند عظيم باشد كارى نكند كه ضرر بدين أو داشته باشد . 5193 ذد عن شرائع الدّين وحط ثغور المسلمين ، واحرز « 1 » دينك وأمانتك بانصافك من نفسك ، والعمل بالعدل في رعيّتك . دفع كن از شرايع دين ، وحفظ كن سر حدّهاى مسلمانان را ، وجمع كن دين خود را وامانت خود را ، بانصاف آوردن از نفس خود ، وعمل كردن بعدل در رعيت خود . خطاب بأمراى خود بوده وهر كه از قبيل ايشان باشد از پادشاهان وامراء وحكام و « شرايع » جمع « شريعت » است و « شريعت » در أصل جائى را گويند كه مردم وارد شوند به آنجا از براي آب برداشتن وباعتبار تشبيه بآن قواعد واحكام دين را « شرايع » گويند ومراد به « دفع از شرايع » محكم نگاهداشتن آنهاست واين كه نگذارند كه رخنهء به آنها راه يابد وكسى مخالفت آنها نمايد . ومراد به « حفظ كردن سرحدّهاى مسلمانان » آماده نمودن أسباب نگاهدارى آنهاست از لشكر وأسب وسلاح ومانند آنها ، واگر كسى را همين ميسر باشد كه خود در سرحدّى باشد كه اگر دشمنى بيايد بدفع ايشان برود يا نگاهبانى كند وخبر آمدن ايشان را بمسلمانان رساند ، يا از براي مصلحتى ديگر از مصالح آنجا ، يا اين كه اسبى يا سلاحي

--> ( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية بخط خود نوشته : « اين بنا بر اينست كه « أحرز » از باب افعال خوانده شود ، وممكن است كه « واحرز » از باب مجرّد خوانده شود وبنا بر اين ترجمه اينست كه : « ونگاهدارى كن دين خود را ( تا آخر ) ، منه » . در أقرب الموارد گفته : « حرزه ( كنصر ) حرزا حفظه » ونيز گفته : « أحرز الشّىء حاره ، وفلان المال جعله في الحرز وصانه وادّخره ليوم الحاجة » .